تعریف: لیف (مفرد الیاف) ماده اولیه و واحد سازنده نخ هستند. الیاف به طور کلی در ساختن مواد دیگر هم استفاده میشود. هر کدام از این الیاف و پارچهها خود دارای زیر مجموعهای متنوع هستند.
یک لیف مناسب برای استفاده در صنعت نساجی باید دارای ویژگی های زیر باشد:
انعطاف پذیری، ظرافت و لطافت، نسبت طول به قطر بالا (بیش از 100 برابر)، استقامت کافی در برابر مواد شیمیایی، حرارت و عملیات مکانیکی، قابلیت رنگرزی و قابلیت ریسندگی.
الیاف نساجی به دو دسته تقسیم می شوند:
- الیاف منقطع یا گسسته (کلیه الیاف طبیعی به جز ابریشم)
- الیاف ممتد یا پیوسته (ابریشم و همه الیاف مصنوعی)
البته الیاف ساخت دست بشر می توانند با توجه به کاربردشان منقطع یا ممتد باشند. اندازه طول آنها با توجه به کاربردشان تعیین می شود به طور مثال برای تولید نخ پنبه-پلی استر (تترون) اندازه طول الیاف پلی استر باید به اندازه طول الیاف پنبه باشد و در تولید نخ پشم-پلی استر (فاستونی) طول الیاف پلی استر باید به اندازه طول الیاف پشم باشد.
الیاف منقطع مصنوعی مثل فیلامنت برای تهیه جوراب، تریکو و برخی از پارچه های تار و پودی استفاده می شود.
الیاف از مناطق بی نظم(آمورف) و منظم(کریستالی) تشکیل شده اند. درصد این مناطق در الیاف مختلف متفاوت است. به طور مثال پنبه شامل 70% مناطق کریستالی و 30% آمورف است. اما ویسکوز 70% بی نظم و 30% منظم.
درصد مناطق کریستالی و آمورف بر خواص الیاف موثر است و در مناطق آمورف ماکرومولکول ها طبعا به شکلی بی نظم است و فاصله زنجیره های مولکولی از هم بیشتر است و بدون پیوند عرضی است. بنابراین اگر یک لیف آب جذب کند در مناطق آمورف رطوبت بیشتری جذب می شود و به دنبال آن جذب رنگ و مواد شیمیایی در آن بیشتر است. پس ویزگی هایی مانند ازدیاد طول، زیردست و انعطاف پذیری یک لیف نیز به مناطق آمورف آن مربوط می شود.
در مناطق کریستالی، زنجیره ها به شکل منظم کنار هم قرار گرفته اند. بنابراین بین یک زنجیر طویل و زنجیر طویل دیگر، پیوند برقرار می شود. این پیوندها به طور معمول واندروالس، قطبی، هیدروژنی و نمکی هستند.
چنین پیوندهایی باعث می گردد که ماکرومولکول ها به شکل محکم به یکدیگر متصل شوند. این پیوندها باعث می شود که زنجیره های مولکولی نتوانند به راحتی روی یکدیگر بلغزند یا سر بخورند، بنابراین استحکام کشش-به عنوان یک ویزگی مهم در الیاف-بیشتر به این مناطق مربوط می شود. هر چه درصد این مناطق در یک لیف بیشتر باشد، آن لیف محکم تر است.
نقطه ذوب یک لیف یا مقاومت یک لیف نسبت به حرارت نیز به مناطق کریستالی آن لیف مربوط می شود. زیرا در اثر حرارت، پیوند بین زنجیر ها می شکند و زنجیرها روی هم حرکت می کنند. هر چه پیوند بین زنجیرها بیشتر باشد، انرژی حرارتی بیشتری لازم است تا دو زنجیر را از یکدیگر جدا کند. پس هر چه مناطق کریستالی بیشتر باشد، لیف دیرتر نرم شده و مقاوم تر می شود
